تبليغاتX
تنها ستاره ی شب - نامه...

نامه ای ازدوعاشق...

علاقه و محبت شدیدی که نسبت به تو ابراز کردم

دروغ بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو

روز به روز بیشتر می شودو هر چه بیشتر تورا میشناسم

به دروغی تو بیشتر پی می برم

این احساس در قلب من جای می گیرد که بالاخره باید

از هم دور شویم و به هیچ وجه حاضر نیستم که

روزی شریک زندگی تو باشم و اگر چه عمر دوست مثل گلهای بهاری بود ولی

در همین مدت کم توانستم به طبیعت فرو مایه و هدفهای زشت تو پی ببرم و

بسیار از اخلاق و صفات تو برای من روشن شد و مطمئن هستم

این خشونت طبع و تند خویی تو را بد بخت خواهد کرد

اگر عشقها سر بگیرد تمام عمر

در راه پشیمانی خواهم گریست و اگر چه اشنایمان نیز پایانش جدایی بود ولی جدا از هم

خوشبخت خواهیم بود و حالا لازم است بگویم

این موضوع را هیچ وقت فراموش نکن و مطمئن باش

این را سر سری نمی نویسم و چقدر ناراحت کننده است اگر

باز هم بخواهی در صدد ازدواج با من باشی بنا بر این از تو می خواهم

جواب نامه را ندهی چون نامه ی تو سراسر

دروغ و تظاهر است البته ظاهراً

محبت است و من تصمیم گرفتم برای همیشه

تو را یادگاری تلخ عشقت را فراموش کنم و با گریه هم نمی توانم به هیچ وجه خودت و

خودم را راضی کنم که دوستت داشته باشم و شریک زندگی تو باشم

 

و حال اگر می خواهی به محبت واقعی و درونی من پی ببری

از تو می خواهم که این نامه را فقط خط های سبزرا بخوانی.

 

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 5:59 |